سنگ یا قلب؟
امیدوارم سر قبرم حداقل یک نفر گریه کنه!!!!

 

چایت را بنوش
نگران فردا نباش
از گندمزار من و تو
مشتی کاه می‌ماند
برای بادها…

.

.

.

.

.

آن گاه که در آغوش تـــــو بود . . . فرشتـــه اش میخواندے
حــــــــــالا که در آغوش دیگریست . . . فـــــــــاحشہِ ؟

.

.

.

.

.

وقتى با یک دست
 نقاب هایشان را نگه داشته اند
و با دست دیگر
کلاه بر سرم مى گذارند
انتظار زیادیست
که بخواهم نوازشم کنند…!

 


+ چهارشنبه 30 مرداد 1392 ساعت 12:48 توسط eshgh6 ارسال نظر(22)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران